تبلیغات
ミ☆ First Korean Story Blog ☆ミ
عكس 98 - سرور 29
 

TTL Part9

 

نویسنده:atefeh

سلام دوست جونیاخوبید؟

ازدستتون ناراحتم اون چه وضع نظرات بودبه 20 هم نرسیدخواهش می کنم اگه کسی داستانمو می خونه یه نظر بذاره من بدونم طرفدارای داستانم چندتان

من موقع مدرسه ها فقط یه پارت می تونم بذارم که اگه طرفداراش کم باشن شایداونم نذارم پس اگه داستانمو می خونید ودوست دارید بگید تااگه زیاد بود نظرات من انرژی بگیرم موقع مدرسه هام به موقع بذارم همون یه روز رو

پس نظر یادتون نره

هیون:زودبخوریدبریم به تمرینمون برسیم
آخرای تمرینشون بودکه آقای لی اومدبهشون سربزنه
لی:چوگفته که تمام گروه های کمپانی بایدتوکنسرت عالی ظاهرن مثل همیشه(رئیس کمپانی)
هیون:مامثل همیشه تلاشمونومی کنیم
هرا:ماهم همین طور
لی:خب باهم که مشکلی ندارید؟
هرا:یه کم
لی:واقعا؟!
هیون:ماکاریشون نداریم اونان که هی باعث مشکل میشن
دختراباهم:ما!!!!!!!!
جونگ مین:البته یه چندتاشون مشکل سازن
النا:همش تقصیرایناست
کیو:البته مادیگه مشکلاتمون حل شده اولش یه کم سخت بود.ویه اشاره به پسراکردکه یعنی بس کنید
میرندا:سونبه راست میگن ماالان مشکل نداریم
هرا:ایناهمش اعصاب ماروبه هم میریزن
هیون:ماکاری نمی کنیم باعثش خودشونن
گیوری:خب بچه هاماهم رفتارمون بااوناخوب نبود
دختراباهم:گیوری!!!!!
جونگ مین:یه نفرتون فقط خوبه اونم اینه خب چرادعواش می کنیدراست میگه
هیونگ:خودماهم رفتارخوبی بااونانداشتیم
هیون ویونگی باهم:هیونگ!!!
النا:به قول خودتون یکیتون داره حرف راست میزنه خب چرااین طورمی کنید
لی:خیلی خب بس کنیدمن ازشمادوتاگروه انتظارنداشتم شماجفتتون ازبهترین گروه های کنپانی هستیدانتظارنمیره این طورباهم برخوردکنیداگه آقای چوبفهمه یاکسه دیگه خیلی بده ازهمین امروزروابطتون روباهم خوب می کنیدواین بحثارم تموم می کنیدگروه های این کنپانی همه بایدباهم خوب باشن دیگه همچین برخوردی نبینم
همه باهم چشم
وآقای لی رفت
هانی:همینومی خواستیدخیلی بدشد
یونگ سنگ:ازاول این جوربرخورداتون بایدفکراین جاشم می کردید
هانی:ما...
هیون:بسه دیگه مگه نشنیدیدچی گفت
میرندا:بهتردیگه باهم بحث نکنیم هیچ کدوممون
هیونگ:آره بهتره النم همه ازهم معذرت خواهی کنیم به خاطربرخوردامون
النا:چی؟!من عمرا
هرا:النابس کن
النا:واسه چی بایدمعذرت بخوام
هرا:فقط تونیستی همه داریم عذرخواهی می کنیم واین جاهمه چیزتموم میشه
الناهم بااکراه قبول کردوبعدهمشون رفتن وسایلاشونوجمع کردن که برن.گیوری زودتروسایلاشوجمع کرده بودویه گوشه وایستاده بودتابقیه هم بیان که جونگ مین رفت کنارش
جونگ مین:توخیلی آرومی برخلاف دوستا ت
گیوری خندید:نه اون قدرام آروم نیستم توجمع دوستام یه شیطونیایی می کنم ولی نه مثل بقیه
جونگ مین:خوش حال میشم بیشترباهم آشنابشیم. ودستشوسمت گیوری گرفت
گیوری هم دستشوجلواوردوباهم دست دادن:منم همین طور
هانی:اوه اوه یکی جلواین دوتاروبگیره اون ازظهراینم ازالان
النا:اینایه  قضایایی بینشون هست ببین کی گفتم
میرندا:بسه  به اوناچی کاردارید دوست دارن به شماچه
هانی:یعنی چی به مام ربط داره ماتادودقه پیش باهم گروه جنگ داشتیمااون وقت این الان داره بااین یارواین طورصمیمی حرف میزنه
هرا:اون واسه اون دودقه پیش بودالان صلح برقراره پس موردی نداره
النا:یعنی شما اصلاکنجکاونیستیدبدونیدچطوریه دفه صمیمی شدن
هانی:می گم فضولی
النا:مثل این که تواول شروع کردیا
هانی:چی؟من ؟نه کی میگه اصلابه من چه
النا:اِاِاِ کی بودمی گفت...
هرا:بریم دیگه
النا:داشتم صحبت می کردم
هانی:این یعنی مهم نیست بیابریم
النا:آخراین بی توجهیاتون باعث میشه من به خودکشی دست بزنم
هانی:تو؟!!عمرا
النا: جای مهربونیه به به دوستای ماروباش
میرندا:ناراحت نشوباباماهمه بهت توجه داریم
هانی:گیوری داریم میریم نمیای؟
گیوری:اومدم .خب خدافظ
جونگ مین:فردامیبینمت
هانی آروم:چه زودخودمونیم شدن
النا:همونوبگو
وقتی فردارفتن مدرسه هانی مجبوربودبرای پروژشون مدت زیادی باسونگ جوباشه
هانی:توخیلی ازکاراروگردن من میندازی خودت میدونی که سرم شلوغه این کاراروتوانجام بده
سونگ جو:بایدکاراتقسیم بشه
هانی:خانم می گفت بیش ترکاراروتوانجام بدی چون من کاردارم
سونگ جو:منم بی کارنیستم
هانی:چی کارداری مگه؟!
سونگ جو:اونش مهم نیست
هانی:وای بک سونگ جوواقعاحرص درمیاری
سونگ جو:خوبه
هانی:بعدبهم می گن توچراهمش بااین دعواداری آخه مگه میشه باتوخوب بود
سونگ جو:اون کتاب روبده به من
هانی:یه کم خم شوخودت بردار
سونگ جو:خیلی لج بازی
هانی:مثل تو
سونگ جو:آدم دیگه ای نبودکه من بایدباتوباشم
هانی:دقیقامن همیشه اینوبه خودم میگم
النا:شماواقعانمیتونیدباهم کمی مهربون ترباشید؟!
اونام باهم:نه این نمیذاره
النا:آفرین چه تفاهمی داریدتوصحبتاتون
هانی:من واین تفاهم؟!ماتوهیچ چیزتفاهم نداریم شمااین جاچی می کنید
میرندا:مثل این که همچین مشغول پروژتون بودیدمتوجه نشدیدنگ خورده
النا:ببینم منظورت ازپروژه همون دعواشون بوددیگه
گیوری:داریم میریم نمیای مگه؟
هانی:چرامیام بریم
سونگ جو:ادامش واسه کی؟
هانی:فعلاکه میبینی کاردارم .وبعدبادخترارفتن
وقتی واردسالن تمرین شدن پسرامشغول تمرین بودن ومتوجه ورودشون نشدن
گیوری:کارشون خیلی خوبه ها
میرندا:موافقم هم خوب می خونن هم خوب میرقصن
هانی:موندم شماچه طوری یه دفه ای ازایناخوشتون اومد
میرندا:کی گفته خوشمون اومده من فقط گفتم کارشون خوبه
النا:خب توهیچ ولی این گیوری چی؟
گیوری:یه صحبت کوچیک  بودفقط بعدشم مگه چه اشکالی داره این همه خواننده باهم دوستن
هانی:بلهههه خب هیچ اشکالی نداره
هرا:بیایدبریم به تمرینمون برسیم
هیونگ:اِ ایناکی اومدن
کیو:انقدرمشغول تمرین بودیم متوجه نشدیم
هیون:بسه دیگه یه کم استراحت کنیم
جونگ مین:ماکه فول شدیم این دوتاآهنگوچرابازم تمرین کنیم؟!
هیون:واسه تسلط بیشتر
کیو:تسلط داریم دیگه
یونگ سنگ:فعلاکه تمرینوتموم کردیم استراحتتونوبکنیدحالا
هیونگ:بیایدتمرین ایناروببینیم
جونگ مین:مااصلاآلبومشونوندیدیماامروزرفتنی خونه بخریم
هیونگ:موافقم بایدقشنگ باشه
کیو:این چندتایی که تمرین می کنن که قشنگه
میرندا:دیگه بلدشدیم بازم تمرین کنیم؟!
هرا:آره
گیوری:خب ماکه بلدیم
هرا:بهتربلدمیشید
النا:توواقعاسخت میگیری
هانی:اونانمی خوان تمرین کنن ازاول تمرینمون نشستن مارونگاه می کنن
النا:ازبس خشگلیم خشکشون زده
گیوری:دارن استراحت می کنن
هانی:این همه مدت؟!
میرندا:اونا صبحم تمرین کردن لابددیگه مسلطن روش دیگه نیازبه تمرین ندارن
هانی:خب پاشن برن چرانشستن به مانگاه می کنن؟!
النا:گفتم که چون خشگلیم
هانی باشیطنت:خب آخه این مساله فقط درموردمن وفق می کنه اونادارن همه رونگاه می کنن
النا:جون من ؟!خودتوبیشترتحویل بگیرتامن هستم چراتو
هانی:من خشگلترم
النا:نه خیرمن خوشگلترم
هانی:گفتم من
النا:من
هانی:م...
میرندا:عزیزانم دعوانکنیدمن ازهمتون خشگلترم
گیوری:نه خیرم من نازترم
هرا:خیلی خب باباهممون قشنگیم
هانی:آفرین لیدر
النا:خب منم که ازاولش همینوگفتم توکشش دادی
هانی:واقعا؟!
یونگ سنگ:متن آهنگشون قشنگه به عنوان اولین آهنگ خوب نوشته
هیون:گروه خوبین فقط مغرورن
کیو:نه این طوری نیستن فکرمی کنی می بینی که چه طورباهم شوخی می کنن
هیون:خب باخودشون که بایدخوب باشن
جونگ مین:بابقیه هم خوبن یعنی لااقل گیوری که این طوریه
یونگ سنگ:چه سریع هم باهم صمیمی شدن"گیوری"!
جونگ مین:من باهمه سریع جورمیشم
هیون:پاشیدبه تمرینمون برسیم بسه اینارونگاه کردید
کیو:نه این که خودت اصلانگاه نمی کردی
هیون:کی؟من؟کی نگاه کردم
یونگ سنگ:کی بودگفت گروه قشنگین؟
هیون:نمیدونم من که نبودم
هیونگ :حالابشینیدفعلاحوصله ی تمرین ندارم
هانی درحالی که خودشوولومی کردروزمین:وای بسه دیگه خسته شدم ازکیه داریم تمرین می کنیم بسه دیگه
الناهم درحالی که پیش اون میشست:راست میگه منم خسته شدم
بعد دونه دونه ولوشدن روزمین
میرندا:هرابسه دیگه این جورپیش بریم من فرداازپادردنمی تونم اجراکنم
هرا:خب بابا چه قدرغرمیزنید
هانی:آب یکی بره واسم بیاره
هرا:خب خودت پاشوبروازاون جابطریشوبرداردیگه
هانی:وای خسته ام دارم ازتشنگی میمیرم الناجونم
النا:اصلافکرشم نکن یکی بایدواسه من بیاره گیوری
گیوری:نه
النا:ایش خودم میرم اصلا
هانی:واسه منم بیارمیسی
النا:واسه هیچ کس نمیارم خودتون بلندشید
بعدهرکدومشون غیرهانی بلندشدن رفتن یه طرف
هانی:اِ واسه منم می گم بردار
النا:نمی خوام خودت بیابردار.بعدباخنده درحالی که آب می خوردرفت طرف کیفش
هانی:چه نادختری هستی
هیونگ:این دوتاچه باحالن ازبحثاشون خوشم میاد
یونگ سنگ:تووجونگ مینم مثل ایناییددیگه
گیوری:هانی تو فیلمرداری نداری؟
هانی:چی من؟(بعدانگارکه چیزی یادش اومده باشه سریع وباهول)ببینم امروزدوشنبست؟
هیونگ:آره
النا:ازماپرسیدا.آره عزیزم دوشنبست چه طور؟
هانی:وای ساعت چنده؟کوساعت؟
هرا:15/7
هانی:وای من ساعت 8برداشت دارم
بعدباعجله وسایلاشوبرداشت ویه دست تکون دادورفت

نظرررررررررررر

بای تاهای