تبلیغات
ミ☆ First Korean Story Blog ☆ミ
عكس 98 - سرور 29
 

TTL Part10

 

نویسنده:atefeh

سلامممم دوست جونیاخوبید؟

ازهمه ی کسایی که نظرمیذارن واقعاممنونم وای روژین جون گفت ولی بازم منم می گم یونگی داره تویه موزیکال بازی می کنی هوراااااافقط ای کاش خیلی حرص درآرنباشه

خب بفرمائیدادامه واسه خوندن داستان

بعدباعجله وسایلاشوبرداشت ویه دست تکون دادورفت

النا:من موندم چه طوربااین کنارمیان؟!

گیوری:خب منم جای اون بودم بعداین همه تمرین یادم میرفت خب تقصیرنداره

النا:توهم که همیشه طرفداریشوکن

گیوری:حسود

هانی تمام تلاش خودشوکردتازودبرسه چون میترسیداین دفه دیگه باهاش برخوردبشه وساعت45/7بودکه رسیدسریع خودشوبه اتاق گیریم رسوند

اون جونگ:سلام هانی .خوب شداومدی می ترسیدم بازم دیرکنی آقای پارک دعوات کنه

هانی:سلام عزیزم نترس دیگه مثل اون موقع نمیشه وبعدباخنده رفت تالباسشوعوض کنه

اون جونگ:بدنمیشه اه یکم زودبیای قبل فیلم کمی باهم باشیما

هانی:وای باورکن انقدرسرم شلوغه که نگوالانم نمیدونی چه طوراومدم که

ریووک:شماهم توکنسرت فردااجراداریددیگه؟

هانی:آره الانم ازسرتمرین میام بدجورخسته ام

یونا:بیابشین موهاتودرست کنه بریم

هانی:چشم

تویه مدت کوتاه تونسته بودبااون جونگ ویونارابطه ی صمیمیی پیداکنه  کارشون تاساعت10طول کشیدهانی دیگه واقعاداشت میفتادهیچ جونی نداشت

هانی:وای اون جونگ منوبگیرکه مردم

اون جونگ باخنده:مثل این که واقعاامروزخیلی کارکردی

یونا:آره  معلومه خسته ای چون امروزکم حرف شدی

بااین حرفش همه زدن زیرخنده

 هانی:دست شمادردنکنه دیگه یعنی من انقدرپرحرفم !پس من دیگه کلاحرف نمیزنم

یونا:نه عزیزم اتفاقاحوصلم سررفت امروزکه حوصله نداشتی

هانی:یعنی می گی من دلقکم؟!

یونا:نه منظورم این نبودتوفقط بانمکی

هانی یه خنده ی بامزه ی بچه گونه کرد:میسی وای خجالت کشیدم

کنسرت ساعت 7شروع می شددختراساعت 4راه افتادن وقتی بااتاق استراحتشون رسیدن لباساشونوعوض کردن که اولین اجراشون آهنگno bodyبودومدل لباسشم یه پیراهم نقراایه براق کوتاه بودوموهاشونم همشون به یه مدلی جمع براشون بستن ودخترهاهم رفتن توسالن اصلی بازهم باورودشون نگاه هابه سمتشون چرخیدولی این بارهمه باتحسین بودچون اکثراآلبومشونودیده بودن
سونگ مین:فکرکنم no bodyرومی خوان اجراکنن مدل لباسشون واسه اونه

یی سونگ:آره

هرا:بعدازcn-blueمااجراداریم

گیوری:میشه چندمی؟

هرا:پنجمی

میرندا:پس خیلی نمونده

وقتی نوبتشون رسیدورفتن روی سن تشویق هانسبت به قبل بیشتربودموقع اجراهم چون اون آهنگشون یکی ازآهنگ های پرطرفدارآلبومشون بودطرفداراباهاشون هم خونی می کردن که باعث خوش حالیه دخترابود

کیو:چه زوداین همه طرفدارپیداکردن

جونگ مین:شانسومیبینی

یونگ سنگ:ماهم زودطرفدارپیداکردیم دیگه یادتون رفته

بعدازتموم شدن آهنگشون دختراسریع رفتن لباساشونوواسه ی آهنگ بعدعوض کردن که یه شلوارک کوتاه بایه تاپه نیم تنه بودپوشیدن واومدن وقتی رسیدن زودنوبتشون شدورفتن اجراکردن که مثل قبل موردتشویق تماشاچیاقرارگرفتن

هیونگ:خشگلن

جونگ مین:خجالت بکش

هیونگ:چرا؟!

جونگ مین:حالاازکدومشون خوشت میاد

هیونگ:کی گفتم ازیکیشون خوشم میادفقط گفتم خشگلن همین.(ولی توشون ازاخلاق  الناازهمشون بیشترخوشش میومدوازچهرش هم خوشش میومدچون الناهم تاحدودی مثل هانی قیافه ی بچگونه ای داشت واخلاق هاش  توبعضی مواردمثل خودهیونگ بچگونه بودچشماش قهوه ایه روشن بودوموهاش تازیرشونش بودورنگش قهوه ای بودولپ داشتوقدش هم توگروه ازهمه بلندتربود)

کیو:رفتی توفکرهیونگ؟

هیونگ :ها؟چی من؟نه

یونگ سنگ:کاملامعلومه

دخترااین بارمثل گروه های دیگه بعدازاجراشون یه گوشه وایستادن تااجرای بقیه ی گروه هاروببینن

گیوری:وای دیدیدچه قدرتشویقمون کردن!فکرنمی کردم این همه طرفدارداشته باشیم

هرا:ازبس که خودتودست کم می گیری.ماهم الان یکی ازگروه های خوب به حساب میایم

میرندا:اون کیه داره میاداین ور؟

هانی:اون جونگه دیگه حتمابامن کارداره

النا:ازکجامیدونی شایدبامن کارداشت

هانی:ببخشیدامن دارم باهاش فیلم بازی می کنم وباهم دوستیم باتوچه کاری داره آخه

النا:آهاازاون زاویه

اون جنگ جلواومدوباهمه ی دخترادست داد:کارتون عالی بود

هرا:ممنون

اون جونگ:وای هانی خیلی خوب خوندی

هانی:می...

النا:یعنی مااین جاهیچیم فقط هانی خوب خوند؟!

اون جونگ:نه همتون خوب خوندیداولش که گفتم

هانی:این روول کن همیشه به من حسودی می کنه

النا:من؟!

هانی:بلههههههههه

النا:واقعاکه من....

هرا:بس کنیدلااقل پیش اون جونگ شی رعایت کنید

هانی:من واون جونگ که این حرفاروباهم نداریم این النابایدخجالت بکشه

اون جونگ:شمادوتاچه بانمکید

میرندا:آره واقعا، این دوتان که هرروزمیزنن توسروکله ی هم وماهم بهشون میخندیم هه هه هه

هانی:مگه مادلقکیم؟!

گیوری:مونمیزنیدباهاشون به نظرم میرفتیدتوسیرک بیشترازالان محبوبیت پیدامی کردید هه هه هه

النا:نخندبی مزه هیچم خنده نداشت

هانی:ایناروول کن اجراتون کیه؟

اون جونگ: گروه بعدماییم خب من دیگه برم فقط اومدم بگم کارت آآآآآآآنه کارتون عالی بودبعدامیبینمت

هانی:ممنون بایییییییی

میرندا:به نظرخوب میومد

هانی:خوب؟!عالیه خیلی دوسش دارم

گیوری: مثل بعضی ازاین اعضای گرو هانبودکه طلبکارانه نگامون می کنن

هرا:آره برعکس خیلی هم گرم برخوردکرد

هانی:دوست منه دیگه

النا:ازاون داریم تعریف می کنیم نه تو

هانی:اگه گذاشتی پیش اینایه حفظ آبروکنیم

هرا:دعواهاتونوبذاریدواسه توخونه

گیوری:نذاشتیدببینیم چی خوندن تموم شد

هانی:اِ الان نوبت T-araست ساکت ببینید

النا:امردیگه ای باشه

هانی:نه امری نیست

النا:جون من!می خوای یه چندتادی...

هرا:اّاّاّاّه بسه دیگه

جفتشون باهم:چشم لیدر

سونگ مین :کارشون خوب بود

کی بوم:آره خیلی خوب اجراکردن

کیوهیون:چه زوداین همه هم طرفدارپیداکردن

سیوون:نظرات شماتموم نشد

ریووک:توچراازاین گروه بدت میاد؟

سیوون:بدم نمیادفقط شماالان باحرفاتون نمیذاریداجرای این گروه رومتوجه شم

فردا تومدرسه هم کلاسیاشون خیلی ازشون تعریف کردن

سونگ جو:تواصلابه کارمون فکرنمی کنی

هانی:به فکرش هستم نترس

سونگ جو:همه ی کارارومن دارم می کنم

هانی:واقعا؟!طرحشودوتایی دادیم فقط نوشتنیاشوداری می نویسی که اون نتیجه گیری هایی کلی دوتامونه که خانم  می گفت توبنویسی

سونگ جو:من نمیدونم چراتوروکه همش دنبال خوانندگیتی واسه یه همچین کارمهمی انتخاب کردن

هانی:چون لیاقتشودارم

سونگ جو:بااین همه کارچه طورمی خوای رواین وقت بذاری؟!

هانی:بفرماخودتم قبول داری من سرم شلوغه پس سرم غرنزن

سونگ جو:خب...هرچی می تونستی قبول نکنی

هانی:خودتم بودی ودیدی که خانم می گفت اسماروردکرده منم گفتم نمی خوام

سونگ جو:اون برگ روبده

هانی:چی شدواسه اولین بارجوابی پیدانکردی؟هرچندخب حقم بامنه

سونگ جو:نه خیرفقط نخواستم وقتموبی خودباکل کل کردن باتوهدربدم بهتره فکرتوبیاری روکارمون تمرکزکنی نه جواب دادن به من

هانی:منم همینومی خوام توهمش شروع می کنی

وقتی تعطیل شدن کاراون دوتاهنوزتموم نشده بودبرای همین هانی به اوناگفت برای تمرین نمی تونه بااونابره وبعداخودش میره.وقتی دختراواردسالن شدن دابلاتمرین شون تموم شده بود

 

دوست جونیا خیلی میدوستمتون

بای تاهای عسیسا