تبلیغات
ミ☆ First Korean Story Blog ☆ミ
عكس 98 - سرور 29
 

wish upon a star.part17

 

نویسنده:rozhin

HeLLoOoOoOo
حال و احوالتون چه طوره؟؟؟
این هفته برای من یه دنیا ماجرا بود...کلی اتفاقای عجیب و غریب افتاد ولی از همه باحالتر سه شنبه بود که رفتیم اردم به مناسبت هفته ی تربیت بدنی...رفتیم کوه بغل خون ی ما..جاتون خالی اینقدر خوش گذشت بچه ها گوشی اورده بودن از همه نوع اهنگ با زبونای مختلف خوندن و مسخره بازی در اوردن..غیر از کره ای..من گوشیم نبرده بودم می خواستم بزنم زیر گریه..حالا واقعا میفهمم جو دبیرستان چه کیفی داره بچه های کلاس مجموعا باحالن
وااااااااااااااای چه خوبه فردا تعطیله اخییییییییییییش ادم راحت میگیره می خوابه
خوب دیگه حرفی نموند...بفرمایید ادامه

منم اینجا دارم قهوه می خورم منتظر نظراتونم




wish upon a star

یه دفعه یه نفر زد به پام طبق معمول سام بود پرسید
-مثل این که خود درگیری داری دختر چیزه پسر چرا اینقدر زود توهمی میشی .........رامان صدامو میشنوی؟؟
-هی سام مثل این که تو ادم بشو نیستی ....دختر پام کبود شده اینقدر که مثل اسب لگد زدی
-توهم مثل این که یاد نگرفتی بایه دختر خانم چه جوری حرف بزنی
-اوهو ...هر وقت کم میاری این حرفو میزنی
-یکمی از سایمون یادبگیر ببین پسره چه قدر مودبه
-اخی الهی بمیرم واسه بچه اینقدر سرش تو کتاب بوده که کتابی حرف میزنه الهی
-از تو که بهتره رامان جان
-خیلی ممنون لطف دارید که منو با این چنین ادمی مقایسه می کنید
-از سرتم زیاده
-اتفاقا من از سر اون زیادم
-خودتم فهمیدی چی گفتی؟؟؟
-ا بابا اصلا چرا باید از اقای کتابی ......
رومینا گفت قهوه حاضره شما دوتا هم تا همو نخوردید پاشید بیایید
من وسام صندلی هامون رو بردیم نزدیک میز وقهوهرو برداشتیم  و نشستیم من قهوه رو برداشتم و خواستم بخورم که سام گفت
-نمی خوای تعارف کنی؟؟؟
جانم ؟؟سامی حالت خوبه؟؟برای همین گفتم
-ها؟؟خوب یکی واسه خودت بردار مگه دست نداری؟؟؟
-بی فرهنگ مگه نشنیدی که می گن خانما مقدم هستن
-اره ولی من خودم دخترم تو هم خیلی جو گیر تشریف داری
وای سوتی دادم من دخترم ووووه خدارو شکر فارسی گفتم هیچیکی نفهمید
سام ادامه داد من منتظرم
-اینقدر منتظر باش تا زیر پات علف سبز شه ساموئلا
-بی ادب بی فرهنگ
-ناز نازوی خودشیرین
-کچل  عتیقه
-لوس .........
رومینا گفت میشه شما دوتا از نسبت دادن این القاب و صفات زیبا و شایسته به همدیگه بس کنید؟؟
من گفتم سام شروع کرد خانم معلوم نیست چرا جو گیر شدن؟؟
سام داد زد نخیرم
همه خشک ما بودن داشتن چهار چشمی مارو تماشا می کردن هیون به رومینا گفت زیر نویس کره ای لطفا
رومینا گفت عجب رویی داری..............و شروع کرد به دوبله کردن حرفای ما(حرفای تو پرانتز ترجمه های رومیناست)
-چرا سام(سام عزیرم)
-اقا دختر بی نزاکت واقعا که حالا میمردی یه لیوان قهوه به من میدادی؟(وای رامان جان مدل موهای جدیدت خیلی خوشگله)
من داد زدم
-اره راست میگی حیف نباشه تو اون دوتا دست نحیف رو برای برداشتن یه لیوان قهوه ی ناقابل به زحمت بندازی؟؟(وای سام چه قدر دستات نرمن از چه کرمی استفاره می کنی؟؟)
-هی من هیچی نمی گم(نیویا......ممنون رامان لطف داری)
-نه خواهش می کنم بگو(قابلی نداشت)
-باشه خودت خواستی (می خوای به تو هم بدم؟)
سام پرید که منو بگیره و من جاخالی دادم و در رفتم و سام هم دنبالم و مرتب داد میزد اگه مردی وایسا
جونگ مین گفت فکر نکنم رامان دوست داشته باشه از کرم سام استفاده کنه
هیون گفت فکر کنم زیر نویسمون یه چیزایی رو سانسور کرده مگه نه؟؟؟
رومینا جواب داد نخیر
هیون گفت اخه ترجمه های تو اصلا با حرفای این دوتا انطباق نداره
من داد زدم باشه سام ببخشید ببخشید
سام داشت به طرز وحشینانه ای منو قلقک میداد رومینا سام رو کشید اونور و گفت بستشه بچه مرد
سام گفت حقه شه و یه لگد حواله ی پای من کرد من بلند شدم وقتی بقیه رو نگاه کردم از تعجب خشکم زد و بعد خندم گرفت
رومینا گفت سینما تموم شد ممنون از همراهیتون در طول فیلم
هیونگ گفت داشت به قسمتهای اکشن میرسید حیف
رومینا گفت ببخشید وسایل صحنه کم بود دفعه ی بعد یه کم بشقاب و سینی هم میارم بچه ها برای هم پرت کنن
هیونگ با خنده گفت اینو می گن اکشن
جونگ مین شما دو تا دست و منو هیونگ رو تو دعوا کردن از پشت بستین
سام گفت تازه این بدون جیغ و دادش بود قبلا .........
هیونگ گفت اوه اوه این دیگه اکشن نیست.........مثل فیلم خشناست
رومینا گفت ممنون از کمک دوستانه ی شما پسرا این دوتا داشتن همو می کشتن
هیون گفت به ما چه وقتی ترجمه ی تو مشکل داره
کیو گفت راست می گه مقصر خودتی
وای ولی خیلی کیف داد دعوا کردن اخیش احساس پرواز دارم
به ساعتم نگاه کردم ساعت 12 بود حالا میدونم چرا خوابم میومد چشمامو مالیدم وووف اینا کارو زندگی ندارن چرا نمیرن دوباره یه ضربه از طرف سام خورد به پام من به سام گفتم
-کوفت درد چه ته چرا هی لگد میزنی؟؟؟؟
سام با تعجب گفت حالت خوبه؟؟؟پای خودت خورد به میز
وواااااااااای همه پخش زمین بودن هیونگ گفت عجب توهمی بود  پسر چی خوردی؟؟؟
سام گفت فکر کنم اب رفته تو مغزش
هیون گفت شایدم .........
رومینا به طرفداری از من گفت به به هیون چشمم روشن این حرفا چیه میزنی؟؟منظورت از شایدم چیه؟؟
هیون گفت هیچی بابا بیخیال
-از اول حرف نزن یا میزنی عین ادم بزن.............زود باش بگو منظورت چیه؟؟
-هیچی بابا اصلا یه فکری بیایید یه مسابقه بدیم
کیو گفت چی؟؟؟
-مسابقه ی تقلید رقص چه طوره؟؟
جونگ مین گفت عالیه من کلی اهنگ دارم حالا نفر اول کیه ؟؟؟
هیونگ گفت من و یونگ سنگ چه طوره؟؟؟
یونگ سنگ کمی معطل کرد و بعد گفت باشه و همراه هیونگ بلند شدن
جونگ مین یکی از اوناهنگ  بدون متنایی رو گذاشته بود که تو پارتی ها و دنس کلاب ها میذارن هیونگ میرقصید و یونگ سنگ تکرار می کرد بدون این که حتی یکی از حرکت هارو هم جا بذاره و هر دفعه که درست انجام میداد همه کیف می کردن
جونگ مین اهنگو قطع کرد و گفت نفر بعدی کیه؟؟این دفعه اون یه نفر باید حرکات یونگ سنگ رو تکرار کنه؟؟
هیون گفت رومینا چه طوره؟؟
رومینا گفت ولی من بلد نیستم
هیون گفت عجب بالاخره یه کا رو بلد نبود 
هیونگ دست رومینا رو  کشید و گفت مجبوری
رومینا با بد خلقی پا شد و گفت اوووف از دست شما پسرا..... .باشه شروع کنید
رومینا کنار یونگ سنگ وایساد و گفت خوب؟؟
جون مین گفت حرکت
و اهنگو شروع کرد
عرضم به خدمتتون همه ی ما عین حیوانات تاکسی درمی شده خشک شده بودیم و دهن همه تا کنار پاهاشون باز بود و هیچکی پلک نمیزد اهنگ بدون متن باحالی بود که خیلی هم طولانی بود رومینا حرکات یون سنگ رو تکرار می کرد البته نمیشه گفت خیلی ماهارنه تکرار می کرد ولی خوب برای دفعه ی اول  خوب بود... دقیقه ی دوم اهنگ بود که رقص از تقلید کردن کردن شد باهم رقصیدن اونم چه رقصی یونگی جان که کاملا روشون باز شده بود البته بد برداشت نکنید خیلی هم خوب می رقصید و رومینا هم که فقط داشت می خندید و میرقصید
اهنگ که تموم شد همه کف زدن هیون گفت خوب شد بلد نبودی!!
رومینا با لبخند جواب داد ماییم دیگه
هیون گفت بله دیگه
جاناتان گفت خیلی خوب می رقصید قبلا کلاس رفته بودید؟؟
ووای دوباره این حرف زد من جواب دادم خودش الان گفت اولین باره که می رقصه!!
جان با خوش خلقی جواب داد پس برای اولین بار که معرکه بود
خودشیرین شیطونه می گه بیام بزنم له شی
رومینا گفت ممنون جان
جاناتان گفت خوب دیگه وقتشه ما بریم بخاطر لباس ها هم ممنون خیلی خوش گذشت بچه ها بدوئید بریم
جولیا و سایمون هم خداحافظی کردن و رفتن جولیا اون قدر گیج بود و خوابش میومد که حوصله نداشت بگه بازم بمونیم و به طرف جان رفت
اخی بالاخره شرشون کم شد رومینا درو بست و روی یکی از صندلی ها نشست و به فارسی چه قدر این پسره مودبه
 من گفتم خیلی رسمی حرف میزنه ادم احساس می کنه که دوستداره خودشو بزرگ نشون بده
سام گفت از بعضی ها که بهتره
 من جواب دادم شروع نکن
همزمان هیونگ گفت اخ جون بازم دعوا ولی این بار لطفا کره ای باشه
رومینا گفت چی چی رو اخ جون دعوا؟؟؟بیخود.......
هیون پرید وسط حرفش و گفت بازم این دخالت کرد تو کار مردم
-مردم کیه ؟خوا..برادرمه
-باشه بازم دلیل نمیشه که تو دخالت کنی
-عجب حرفی میزنی ها مگه میشه؟؟
-چرا مثلا وقتایی که جونگی و هیونگ به هم می پرن ما کاری می کنیم؟؟
-نه این فرق می کنه
-نخیرم
رومینا به فارسی گفت نخیرو زهر مار پسر بی فرهنگ اخه این حرفه میزنی؟؟
-اگه مردی به کره ای بگو
رومینا دوباره فارسی گفت میزنم دوباره مثل اون روز شکل علامت تعجب شی!!
-نفهمیدم چی شد زیر نویس کره ای لطفا
و به من اشاره کرد من گفتم رومینا می گه که تو پسر خیلی خوبی هستی و صداتم خوبه
هیون گفت مرسی
رومینا ادامه داد رامان میرنم له شی
من گفتم رومینا می گه ایکاش رامان هم اینقدر خوشتیب بود
-نه بابا ما اونقدرا هم خوشتیب نیستیم
رامان تمومش نکنی یه لگد جانانه میزنم به اون پات ها!!
من گفتم میگه نه اتفاقا یه اوپای خیلی خوش تیپی هستی
رومینا گفت فاتحه ت خوندست تا سه میشمورم
گفتم اوه اوه هیون می خواد ...
رومینا پرید و منو گرفت و شروع کرد به قلقک دادن من پخش زمین بودم و رومینا هم داشت کنارم قلقلک میداد و همزمان می گفت
-از کی تا حالا اوپا با پا یکی شده؟؟.........مترجم بد چه ترجمه ای بود......
اس اس از خنده روده بر شده بودن و من هم داشتم از خنده میردم رومینا بعد از دودقیقه قلقلک دادن دست از کار کشید و گفت جرات داری بازم ترجمه کن
من درحالی شکمم رو گرفته بودم بلند شدم و نشستم و گفتم بعدا نشونت میدم
پسرا هم اروم اروم داشتن اروم میشدن هیونگ گفت بهتره دیگه بریم ساعت یک نصفه شبه
کیو گفت اره از ساعت خواب بچمون گذشته فردا مدرسه داره دیر می کنه
جونگ مین گفت اره ما بریم بچه درس و مدرسه داره
بعد لپ هیونگ رو کشید هیون بلند شد و گفت خوب بهتره دیگه ماهم بریم امروز به اندازه کافی جلوی چشم هم بودیم دابل اس زودباشین
پسرا بلند شدن و رفتن به طرف در رومینا گفت خداحافظ بچه ها واسه امروز ممنون
منم گفتم خداحافظ و براشون دست تکون دادم جونگ مین دستمو کشید و گفت چی رو خداحافظ امشب با ما می خوابی
رومینا گفت اره یادم نبود یه دقیقه وایسید
به طرف اتاق رفت و چند لحظه بعد درحالی که یه چیزی دستش بود برگشت و گفت این لباس راحتی ها رو هم بپوش خداحافظ شب خوبی داشته باشید جونگ مین دستمو کشید و گفت بدو پسر دیگه
هیونگ از پشت هلم داد و گفت بدو دیگه به طرف سوئیت پسرا رفتم هنوز تو شوک بودم کیو جونگ گفت به خونه ی ما خوش اومدی یه کم شلوغه
 تنها یه کلمه می تونست حال منو توصیف کنه وحشت زده بود..
داشتم میردم یه نفس عمیق کشیدم و به طرف مبل رفتم روی مبل نشستم و پسرا رفتن تو اتاق تا لباساشونو عوض کنن و منم داشتم فکر می کردم چی کار کنم و تنها فکری که به سرم زد ای بود که عادی رفتار کنم اره خودشه عادی باید رفتار کنم
خدا رو شکر رومینا تو لباسها بهم ژاکت و شلوار گرم کن داده بود پس خوبه
به طرف دستشویی رفتم و لباسامو عوض کردم و کلاه گیسمو سفت کردم و کلاه ژاکتمو سرم کردم و رفتم تو هال
اس اس روی مبلا نشسته بودن اتاق نور ضعیفی داشت و فقط با نور یه چراغ خواب کوچیک روشن بود هیون درحالی که پایین مبل نشسته بود داشت با کانال های تلویزیون ور میرفت بالاخره یکی از کانال هارو انتخاب کرد و گفت وای فیلم وحشت ناک می چسبه
کیو گفت چه فیلمیه؟؟
هیون جواب داد اره
هیونگ گفت جونت در بیاد زودتر می گفتی
جونگ مین گفت علم مدرن روانشناسی ثابت کرده خشونت تو روحیه ی بچه ها تاثیر بد داره هیون کانال رو عوض کن
هیون گفت چشم بفرمایید بشینید مستند تماشا کنید
مستنتد درباره ی پستاداران بود یه دفعه یه اسبو نشون داد هیونگ گفت وای جونگی مین اونجا رو کی ازت فیلم گرفتن ما نفهمیدیدم
جونگ مین هه هه هه نمکدون
کیوجونگ روبه من گفت بیا بشین چیه سرپا وایسادی
من کنار  هیونگ رو مبل نشستم و هیونگ یه مشت کوبید به شونه مو گفت امشب می ترکونیم خیلی خوش می گذره
جونگ مین گفت بیخود برو بخواب فردا درس و مدرسه داری بدو
یونگ سنگ گفت میشه اون کانال رو عوضکنی حوصلمون سر رفت از بس همنوعهای جونگ مین رو تلویزیون تماشا کردیم..وای این یونگسنگ بود؟؟عجبااااا...
جونگ مین گفت تو حرف نزن ببینم ....تو از کجا یاد گرفتی که از یه دختر اینگلیسی بپرسی که باهات بیاد رقص؟؟؟
یونگ سنگ با لبخند جواب داد خوب ما یه چیزایی تو استین داریم
هیونگ گفت نه بابا ...عجب اب زیر کاهی هستی
کیو گفت هیونگ راست می گه اب زیر کاه منحرف 
جونگ مین گفت  استاد بزرگ رامان خان منحرف اینجا نشستن بهتره از ایشون بپرسیم که حرکت یونگ سنگ چه طوره بوده
من گلوم رو صاف کردم و گفتم خوب حرکت یونگ سنگ خیلی خوب بود و جا داره که از همین این جا ازشون قدر دانی کنیم
هیون گفت ببخشید یونگ سنگ رمز موفقیتتون چیه؟؟
یونگ سنگ گفت هیچی یه کم اعتماد به نفس و جذاب بودن
کیو گفت نه بابا خوب راه افتادی
من گفتم به نکته ی خوبی اشاره کردی جذاب بودن خیلی مهمه برای جلب توجه یه دختر
جونگ مین گفت بلللللله!!!
هیون گفت میشه ساکت شید داریم فیلم نگاه می کنیم ها !
کیو گفت بابا اره رو که تا حالا هزاربار دیدم
هیونگ گفت بابا هیونه دیگه حیف رومینا اینجا نیست که یکم حالشو بگیره حیف
هیون گفت واقعا که لا اقل هرچی می گی بگو ولی دعای شر منو نکن هرچی میشه اون دختره رو میندازید به جون من
یونگ سنگ گفت حالا تو هم خودتم معصوم نکن همه ی اتیشا از گور خودت بلند میشه
هیون گفت نه بابا چه طرفداری داره رومینا فقط مونده بود یونگی خان ازش دفاع کنه!
کیو گفت اصلا چرا تو اینقدر با این دختر بیچاره چپی؟؟؟
چون اون بامن چپه!!-
هیونگ گفت اره راست می گه رومینا جرو بحثو شروع کرد از همون روزی که هیون رو ضربه فنی کرد
هیون گفت قربون ادم چیز فهم
کیو گفت ولی بازم اینا دلیل نمیشه
هیون جواب داد گل بود و به یونگ سنگ هم اراسته شد
جونگ مین گفت منو فراموش نکنی منم طرفدار رومینام
هیون گفت تو دیگه حرف نزن
من پریدم وسط حرفشون و گفتم باشه پسرا میشه بستش کنید؟؟
یه دفعه تلفن هیون زنگ خورد هیون به تلفن نگاه کرد و گفت اوه اوه مادرفولا دزرهه کیو جونگ بیا تو بگیرش کیو جونگ گفت وای به من چه یونگ سنگ نوبت توئه بیا
و گوشی رو به طرف یونگ سنگ پرت کرد یونگ سنگ گوشی رو جواب داد و گفت سلام جسی و گوشی رو گذاشت رو بلندگو یه نفر جیغ کشید و گفت
-سلام اوپا چه طوری هیون کجاست؟؟